تو میدانی محال است کتابی را که تمامش کردهای، از ابتدا شروع به خواندن کنی، اما عاشورا حماسهای است که هر سال برای عاشقان حسین(ع) تازه است.
محمدرضا آقاباقری؛ تو میدانی محال است کتابی را که تمامش کردهای، از ابتدا شروع به خواندن کنی و انتهایش با دفعه قبل فرق کند. میدانی محال است فیلمی را ده بار ببینی و بار یازدهم پایانبندی فیلم عوض شود. تو همه اینها را میدانی، تو آخر ماجرای کربلا را خوب میدانی؛ پس چرا اینطور ناله میکنی؟ تو که خوب آمادگی داری و میدانی شب دهم چه خواهد شد؟ چرا انقدر بیتابی میکنی؟! این همه اشک از کجا میجوشد؟ این همه غم از کجا نشات میگیرد؟
خوشبحالت رفیق! نکند تو از همانهایی؟! از همانهایی که قرار است روز موعود، حسین (ع) دستش را بالا بیاورد و شفاعتش کند! از همانهایی که قرار است موقع حساب و کتابشان، آقا جلو بیاید و بگوید:« در مجلس ما صورت و گردنش از اشک خیس بود، چایریز مجلس ما بود، سینهزن بود، کفشهای مهمانانم را جفت میکرد، این ها همه در شفاعت من هستند…» خوشبحالت رفیق اگر جایت آنجاست.
ده روز محرم امسال هم مثل برق گذشت و رفت؛ شمعهای شام غریبان امشب هم جمع میشود؛ اشکها پاک میشود و همه میروند و از کربلا عبرتش میماند، راهش میماند و پندش میماند. هم مسیر شمرش را نشانت داده است و هم مسیر حرش را… و این تویی که باید انتخاب کنی از کدام راه بروی. هم مسیر زینبش (س) را نشانت داده و هم مسیر حرملهاش را… این تو و این راههایشان…
این عاشورا هم به پایان رسید. معلوم نیست عاشورای بعدی خبری از من و تو در این روضهها باشد یا نه؟! معلوم نیست شاید اصلا خود کربلا و آقا بطلبد ما را یا نه. ولی برادرانه برایت دعا میکنم، آقا شفاعتت کند. تو هم در این میان من را فراموش نکن.
- نویسنده : محمدرضا آقا باقری

























سعید نجاتی
تاریخ : ۲۷ - تیر - ۱۴۰۳
و عاشورا تمام نمی شود و کربلا نیز
همیشه عاشورایی در پیش است