در جهانی که مزیتهای سنتی بهسرعت فرسوده میشوند، اقتصاد دانشبنیان بهعنوان راهبردی پایدار، امکان خلق ثروت از ایده و نوآوری را فراهم میکند.
✍️ زهرا موحدی
اقتصاد دانشبنیان بر پایه دانش، فناوری و خلاقیت انسانی استوار است؛ عناصری که برخلاف منابع طبیعی، قابلیت بازتولید و توسعه دارند. این الگو، کشورها را از وابستگی به خامفروشی و نوسانات بازارهای جهانی دور میکند و بنیانی پایدار برای رشد اقتصادی ایجاد میکند.
در این نوع اقتصاد، نقش دانشگاهها و مراکز پژوهشی حیاتی است، اما کافی نیست. پیوند میان دانشگاه، صنعت و بازار باید واقعی و مستمر باشد. زمانی که پژوهشها به نیازهای واقعی جامعه و اقتصاد متصل نشوند، دانش در سطح مقاله باقی میماند و به ارزش افزوده تبدیل نمیشود.
یکی از موانع اصلی توسعه اقتصاد دانشبنیان، بروکراسی پیچیده و نااطمینانی اقتصادی است. کارآفرینان و شرکتهای نوآور برای رشد، به محیطی پیشبینیپذیر، قوانین شفاف و حمایتهای هوشمند نیاز دارند. حمایت دولتی اگر بدون هدفگذاری و ارزیابی باشد، نهتنها مؤثر نیست، بلکه به اتلاف منابع منجر میشود.
اقتصاد دانشبنیان میتواند نقش مهمی در حل مسائل اجتماعی ایفا کند. از کاهش بیکاری فارغالتحصیلان تا جلوگیری از مهاجرت نخبگان، این الگو ظرفیت ایجاد امید اجتماعی را دارد. زمانی که جوانان احساس کنند ایدههایشان امکان تحقق دارد، سرمایه انسانی در داخل کشور حفظ میشود.
در نهایت، اقتصاد دانشبنیان یک پروژه کوتاهمدت نیست، بلکه مسیری بلندمدت و نیازمند صبر راهبردی است. موفقیت در این مسیر، مستلزم تغییر نگرش نسبت به علم، کارآفرینی و ریسک است. اگر این تغییر نگرش محقق شود، اقتصاد دانشبنیان میتواند به موتور اصلی توسعه پایدار کشور تبدیل شود.
- نویسنده : زهرا موحدی























