قم تنها یک شهر مذهبی نیست؛ این شهر در متن جغرافیای ایران مرکزی، حامل فرهنگی است که از پیوند سنتهای بومی، عقلانیت زیست در اقلیم کویری و نقش تاریخی دانش و دین شکل گرفته و هویتی چندلایه و متمایز را پدید آورده است.
✍️ زهرا موحدی
فرهنگ قم را باید در نسبت آن با ایران مرکزی فهم کرد؛ منطقهای که همواره با کمآبی، محدودیت منابع و ضرورت نظم اجتماعی روبهرو بوده است. این شرایط طبیعی، بهمرور فرهنگی مبتنی بر قناعت، دوراندیشی و اهمیت دانش را در شهرهای این ناحیه شکل داده و قم یکی از برجستهترین مصادیق آن است. در این بستر، فرهنگ صرفاً محصول آیینها نیست، بلکه پاسخی تاریخی به زیست در اقلیم دشوار است.
قم از دیرباز محل تلاقی مهاجرتهای علمی و مذهبی بوده است. ورود طلاب، اندیشمندان و خانوادهها از نقاط مختلف ایران و جهان اسلام، فرهنگ شهر را از حالت بومی صرف خارج کرده و به آن بُعدی فراملی بخشیده است. این ویژگی، قم را به شهری با تنوع فرهنگی در چارچوب یک هویت مشترک بدل کرده؛ هویتی که همزمان ریشهدار و پویاست.
نقش نهاد علم در فرهنگ قم، نقشی بنیادین است. حوزههای علمیه، کتابخانهها و سنت مناظره و گفتوگو، فرهنگ این شهر را به فرهنگی مبتنی بر متن، استدلال و آموزش تبدیل کردهاند. این ویژگی، قم را از بسیاری از شهرهای ایران مرکزی متمایز میکند و ظرفیت آن را برای تولید اندیشه و فرهنگ افزایش میدهد؛ ظرفیتی که هنوز بهطور کامل بالفعل نشده است.
با این حال، فرهنگ قم امروز با چالشهایی جدی مواجه است. گسست نسلی، تغییر سبک زندگی و فشارهای ناشی از شهرنشینی سریع، خطر سطحیشدن یا ایستایی فرهنگی را بههمراه دارد. اگر فرهنگ قم نتواند با نسل جدید وارد گفتوگویی انتقادی و خلاق شود، بخشی از سرمایه نمادین خود را از دست خواهد داد.
آینده فرهنگ قم در گرو بازخوانی آگاهانه میراث فرهنگی ایران مرکزی و پیوند آن با نیازهای معاصر است. قم میتواند به الگویی از همزیستی سنت و نوگرایی تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه فرهنگ را نه یک امر ایستا، بلکه فرایندی زنده و در حال شکلگیری بداند.
- نویسنده : زهرا موحدی























