سیزده به‌ در بدون پدر
سیزده به‌ در بدون پدر

سیزده به در امسال بوی سیزده به درهای سال‌های پیش را نمی‌دهد؛ در شهر که قدم می‌زنیم، پیراهن و روسری‌های مشکی، خبر از دلدادگی مردم می‌دهد، خبر از حب علی و خبر از اینکه امسال به جای گردش، برای نان‌آور یتیمان اشک می‌ریزیم.

 

سارا تقی‌زاده؛ امروز، روز سیزدهم فروردین ماه، برای ما ایرانیان روز گردش و تفریح است. روزی که بچه‌ها از شب قبل برایش ذوق دارند و خانواده‌ها با هم قرار می‌گذارند و بین هم تقسیم وظیفه می‌کنند که فردا کجا بروند؟ چی بیاورند؟ و سیزده‌شان را چطور به در کنند؟

اما سیزده به در امسال بوی سیزده به درهای سال‌های پیش را نمی‌دهد؛ انگار نه کسی قراری گذاشته، نه بچه‌ها ذوق دارند و نه اینکه قرار است سیزدهی به در شود! بوستان‌ها خلوت است و نه تابی بسته شده و نه توپی به هوا می‌رود. امسال وضعیت فرق می‌کند؛ چرا که شهادت مولایمان علی (ع) با این روز مصادف شده است.

در شهر که قدم می‌زنیم، پیراهن و روسری‌های مشکی، خبر از دلدادگی مردم می‌دهد، خبر از حب علی و خبر از اینکه امسال به جای گردش، برای نان‌آور یتیمان اشک می‌ریزیم.

شاید بشود بعد از افطار هوایی تازه کرد و به رسم سیزدهمین روز فروردین، هندوانه‌ای زیر بغل زد و زیلویی روی چمن‌های بوستانی انداخت و شاید تا نزدیکی سحر هم نشست، اما هرکاری که کنیم، باز هم گرد غم از این روز و این شب پاک نمی‌شود. اصلا انگار هر سال که می‌چرخد و روز شهادت به یکی از روزهای تقویم شمسی می‌افتد، آن روز نفرین می‌شود، انگار خرخره آن روز را می‌چسبند تا مبادا نفس راحت بکشد. همین است دیگر! وقتی بابا در خانه نباشد همین می‌شود…

از ماه مبارک رمضان هم دیگر چیزی باقی‌نمانده، همیشه شهادت امام علی (ع) که می‌رسد، می‌فهمیم که کم کم بساط سفره سحر و افطار هم در حال جمع شدن است، شاید بشود این روزهای آخر و آخرین شب قدر را طوری سپری کنیم که اگر عجل به سالگرد بعدی شهادت و ماه رمضان بعدی مهلت نداد، کمتر دلمان بسوزد و بیشتر توبه کنیم.

به هر حال همان طور که این چند هفته ماه مهمانی خداوند سپری شد، روزها می‌گذرند و نوروز بعدی و سیزده به در بعدی، احتمالا همان حال و هوای گذشته را دارد، امسال را به یاد عشق فاطمه (س) دکمه پیراهن‌های مشکی و گره روسری‌های سیاهمان را سفت کنیم و طلب آمرزش کنیم اگر سال قبلمان علی‌وار سپری نشد.

  • نویسنده : سارا تقی‌زاده