هر سال با نزدیک شدن به فصل سرما، دغدغه تأمین پایدار گاز خانگی و برق دوباره به یکی از چالشهای اصلی کشور تبدیل میشود؛ چالشی که بیش از آنکه حاصل کمبود منابع باشد، نتیجه ضعف در برنامهریزی، مدیریت مصرف و هماهنگی میان بخشهای مختلف انرژی است. زمستان، فصل غافلگیری نیست؛ اگر مدیریت، بهموقع و مبتنی بر واقعیتهای موجود عمل کند.
✍️ زهرا موحدی
ایران از نظر ذخایر گاز طبیعی در زمره کشورهای غنی جهان قرار دارد، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده که وفور منابع لزوماً به معنای امنیت انرژی نیست. هر زمستان، با افزایش مصرف خانگی گاز، شبکه توزیع تحت فشار قرار میگیرد و این فشار، بهطور مستقیم خود را در قطعی گاز صنایع، نیروگاهها و در نهایت ناپایداری تأمین برق نشان میدهد. این چرخه تکرارشونده، بیش از هر چیز، نشانه خلأ یک مدیریت یکپارچه و پیشنگر در حوزه انرژی است.
مدیریت صحیح، پیش از آنکه به فکر واکنش در شرایط بحرانی باشد، باید بر پیشبینی دقیق مصرف و اصلاح الگوی آن تمرکز کند. مصرف گاز خانگی در ایران بهطور میانگین چند برابر استاندارد جهانی است؛ مسئلهای که نه صرفاً فرهنگی، بلکه نتیجه قیمتگذاری غیرهدفمند، ضعف در بهینهسازی ساختمانها و نبود مشوقهای مؤثر برای کاهش مصرف است. بدون اصلاح این مؤلفهها، هر میزان افزایش تولید نیز در نهایت در زمستان بلعیده خواهد شد.
از سوی دیگر، پیوند تنگاتنگ گاز و برق در ساختار انرژی کشور ایجاب میکند که سیاستگذاری این دو حوزه جدا از هم نباشد. وقتی نیروگاهها در اوج مصرف خانگی با کمبود گاز مواجه میشوند، ناگزیر به استفاده از سوختهای جایگزین یا کاهش تولید برق خواهند شد؛ نتیجه آن، فشار مضاعف بر شبکه برق و افزایش احتمال خاموشیهاست. اینجاست که نقش مدیریت هماهنگ میان وزارتخانهها و نهادهای مسئول، حیاتی میشود.
زمستان پیشرو، فرصتی دوباره برای عبور از منطق «مدیریت در لحظه بحران» است. ذخیرهسازی بهموقع سوخت نیروگاهها، اطلاعرسانی شفاف به مردم، اجرای سیاستهای تشویقی برای مصرف بهینه و تصمیمگیریهای غیرشعاری، میتواند از تبدیل سرما به بحران جلوگیری کند. تأمین پایدار گاز و برق، نه یک مطالبه فصلی، بلکه شاخصی روشن از کارآمدی مدیریت انرژی در کشور است؛ شاخصی که قضاوت افکار عمومی درباره آن، دقیق و بیاغماض خواهد بود.
- نویسنده : زهرا موحدی























