مادران مهندسانی هستند که زندگی تک تک ما را با طرح و تربیت و فرمول های خود پیش میبرند و باید سپاسگزار آنها بود.
✍️ سارا تقیزاده
مامان خوب من سلام، امروز پنجمین روز از آخرین ماه سال است و باید به تو (ببخشید شما، از روی صمیمیت مادر و فرزندی نوشتم تو) تبریک بگویم. بابا همیشه میخندد و میگوید از ۳۶۵ روز سال را باید ۳۶۶ روزش را به مادرت تبریک بگوییم. چون همهاش یا روز مادر است، یا روز جهانی زن، یا روز دختر یا هزار چیز دیگر که به مادرت مربوط میشود. اما به نظر من اگر ۳۶۷ روز را هم به شما تبریک بگوییم باز هم کم است. چون من خودم همیشه زحمتها و سختیهای شما را میبینم. بگذریم؛ امروز روز مهندس است و روز شما مبارک باشد مادر عزیزم. من میدانم که شما هم مثل دایی علی در دانشگاه مهندسی خواندید. دقیقا نمیدانم چه مهندسی اما از آنهایی میشوید که دستگاههای بزرگ بزرگ میسازند. فرق شما با دایی علی این است که او الان هر روز سر کار میرود و برای کارخانهها دستگاه بزرگ میسازد، اما شما از وقتی که مادر من شدی تصمیم گرفتی پیش من بمانی و دستگاهها را به امان خدا ول کردی. اما هنوز هم مهندس هستی، مهندسی که حالا بخاطر من مهندسی نمیکند اما درسش را که خوانده است. مهندسی که مهندسی خانه را میکند. مهندسی قاطی پاتی کردن خوراکیها و درست کردن غذا، مهندسی تمیز کردن خانه در چند دقیقه، مهندسی برنامه ریزی کردن مهمانی و مهمانی رفتن، مهندسی شست و شوها، مهندسی درسهای من. خلاصه که مادر جان شما خیلی مهندسی و اینکه دیگر سر کار نمیروی دلیل نمیشود روزت را تبریک نگویم. آقای معلم میگفت امروز روز خواجه نصیر الدین طوسی است و به همین دلیل روز مهندس هم هست و از بچهها پرسید کدامشان پدر یا مادرشان مهندس است. من و سه نفر دیگر دستمان را بلند کردیم. آنها پدرشان مهندس بود. گفتند میخواهند برای باباهایشان گل بخرند، به نظرم اگر من برای شما تمام گلهای دنیا را هم بخرم کم است. مادر جان میدانم شما مهندسی را دوست داری، امیدوارم روزی که بتوانم خودم تنهایی در خانه بمانم شما برگردی سراغ دستگاهها و مهندسیشان کنی. اما نگران نباش تا آن موقع باز هم مهندس هستی و من برایت تمام گلهای دنیا را اگر پولم برسد میخرم.
روزت مبارک مامان
- نویسنده : سارا تقیزاده
























